Maven Blythe قدیمی در مجموعه ۷۵ قطعه ای ایسی میاکی خود علامت گذاری می کند و چگونه بهترین پیشنهادها را پیدا کنید


نظر دیگران در مورد سبک و عادات جمع آوری شما چیست؟ کسی چیز خنده داری گفته؟

عجیب ترین قطعات من اغلب مورد تحسین قرار می گیرند، که من را شگفت زده می کند. من این کت خاکی Bernhard Willhelm را از مجموعه سیب‌زمینی جادویی بهار 2016 دارم (عنوانی که خودش بعد از اینکه او را در مورد ریشه‌های آن فکر می‌کردم به من داد). این چیزی است که من فقط می توانم به عنوان یک شکاف توصیف کنم جواب منفی– روزنه‌ای ژولیده در پشت. وقتی می‌چرخم، این یک فضای کیمونویی به سبک روکش در جلو با این فضای خالی سورئال است.

این همان چیزی است که فکر می‌کنم مردم را به سمت سبک شخصی و مجموعه من به‌عنوان یک کل جذب می‌کند: روشی که من چیزی را که در همه جا حاضر است می‌پذیرم و آن را کمی بیمارتر و پوچ‌تر می‌چرخانم، یا برعکس. ملودرام کم بیان. کیف پولی از انجمن جادویی که از یک سر عروسک سکس بازیافتی قدیمی ساخته شده است به ذهنم خطور می کند. نام او جودی است. دوستان و غریبه‌ها هم فوراً من را با سؤالات و تعارف در مورد آن بمباران می‌کنند، بدون اینکه فوراً به بافت اصلی آن که من دوست دارم توجه کنم. این بدان معنی است که آنها با چیزی که در غیر این صورت تابو است به روشی جدید ارتباط برقرار می کنند که ارتباط و اجتماع را تقویت می کند. نظرات بچه‌های کوچک در مورد لباس‌های من بهترین هستند، زیرا آنها خلاق‌ترین و بازتر هستند. آنها واقعا جودی را دوست دارند!

بهترین گنج پنهان شما چیست؟

اجازه دهید این پاسخ را با اعتراف به اینکه مریض هستم و به کمک نیاز دارم مقدمه کنم و همچنین لطفاً اگر در حال خواندن این مطلب هستید به من پیام دهید و همین کار را انجام دهید زیرا ما باید با هم دوست باشیم. من هر روز، دو بار در روز، آلارم‌هایی برای قطره‌های The RealReal تنظیم می‌کنم. تابستان امسال، من در کباب یکی از دوستانم بودم و دومین قطره آن روز را از دست دادم، کاملاً در معاشرت گم شده بودم. با این حال، صدای کوچکی به من گفت که جیمیل را باز کنم (من به‌روزرسانی‌های TRR را هم در آنجا دریافت می‌کنم) و من نزدیک بود آبجوم را خفه کنم زیرا با صدای بلند از چیزی که دیدم نفس نفس می‌زنم. “انتظار به پایان رسید!” موضوع را بخوانید، و داخل آن یک ژاکت جعبه تخم مرغی بسیار کمیاب از باند فرودگاه پاییز 2000 ایسی میاکه بود که توسط یک مشتری بسیار احمق به هر دلیلی برگشت و مانند رعد و برق از خدایان قدیمی به صندوق ورودی من انداخته شد.

من هرگز روی افزودن به سبد خرید کلیک نکرده‌ام و برای هر خریدی سریع‌تر چک کرده‌ام. لحظه قطع مد کامل. وقتی وارد شد، هنوز برچسب‌هایی را داشت که در یکی از طبقات فروش پرچمدار RealReal با قیمت بیش از 1000 دلار بود، حتی اگر آن را با قیمت کمتر از 300 دلار خریداری کردم. مواقعی هست که نباید سوال بپرسیم، فقط هدایای عجیب و خوشمزه ای که با ترکیبی از شانس و پشتکار به ما تقدیم می شود را بپذیریم. این یکی از اون موقع ها بود.



منبع