3 چیزی که بعد از پایان فصل دوم کارداشیان ها مرا سرحال نگه داشت


در فینال فصل از کارداشیان ها، روایت به همان اندازه غنی است. کیم، کریس و نورث به پاریس می روند، جایی که کیم در باند بالنسیاگا قدم می زند. کریس و کیم با دقت تاکید می‌کنند که این با هفته‌های مد گذشته در نمایش متفاوت است مد لباس بالا، یک نقطه عطف کاملاً جدید برای کیم در سلطنت رسانه ای در حال گسترش او است. کنایه از اینکه یک سنت تاریخی جزیره ای مد در حال حاضر در یک نمایش واقعی برای مصرف انبوه به تصویر کشیده می شود، مهم است که به خاطر داشته باشید: زمانی که متوجه شدید که کارداشیان ها کار خود را برای ایجاد پل ارتباطی با روزمرگی ها بر عهده می گیرند، متوجه خواهید شد. آن دیالکتیک در اکثر داستان ها و محصولاتشان. آیا این مؤسسات نخبه از کیم برای تبلیغاتی که به ارمغان می آورد، قدردانی می کنند، آنقدر که به نظر می رسد برای مشروعیت به آنها تکیه می کند؟

این اپیزود همچنین مملو از بازگشت‌های بینامتنی به سفرهای گذشته پاریس است تا به بیننده یادآوری کند که خانواده چقدر پیشرفت کرده است – و همچنین تأملات لطیف زیادی در مورد پیوندهای مادر و دختر، و برخی اظهارات در مورد ارزش مد لباس (نه برای کریس، یک درس زبان در نحوه تلفظ نام برخی از طراحان را ذکر کنیم). به علاوه، کایلی استورمی را به مراسم بیلبورد در وگاس می برد تا از تراویس اسکات دیده نشده حمایت کند و کراویس در خانه با بچه ها غذا می خورد. در اینجا سه ​​چیز وجود دارد که بعد از قسمت پایانی فصل 2 من را بیدار نگه داشت کارداشیان ها:

روز دخترتان را به سر کار ببرید

این قسمت تا حدی منعکس کننده میراث کیم برای دخترش نورث است که در پاریس به او پیوسته است. روز آن‌ها با دیدار نورث با کیم آغاز می‌شود در حالی که کت کلاسیک پاستلی پوشیده بود که سال‌ها پیش کانیه در پاریس اجرا می‌کرد. کیم توضیح می‌دهد: «کانیه به چیزهایش اهمیت نمی‌دهد و همه آن‌ها را کنار می‌گذارد. اما، طبق سنت واقعی کریس جنر، او عمداً از او خواسته است که برخی از قطعات مد و سایر مصنوعات را به خاطر بچه‌ها نجات دهد. “حتی زمانی که او در اوج عصبانیت با من بود، من همچنان به او پیام دادم و گفتم: “می‌دانم که چند جایزه گرمی گرفتی – باید آنها را به صندوق اضافه کنید.” و او گفت، “باشه.” شاید طاق برای بچه ها باشد، اما تصور نمایشگاه عمومی از آثار کیمیه که به طور انباشته جمع آوری شده است، سخت نیست. همه ممکن است در مقطعی در آینده مشاهده شود. با گذشت روز، کیم توضیح می دهد که چرا نورث را با خود برده است.

کیم قبل از اینکه او را در نمایشگاه ژان پل گوتیه ببینیم و نورث را به تیم معرفی کند، در یک اعتراف به ما می گوید: «هر بچه حداقل سالی یک بار با من سفر می کند. “این کار به دخترم نشان می دهد که من انجام می دهم. من دوست دارم به او نشان دهم که کار می تواند سرگرم کننده باشد.” البته، نورث همچنین جایگاهی برای مخاطبان است، زیرا ما نیز بینشی در مورد کارهای مختلف زندگی صنعت مد کیم به دست می آوریم. در این فرآیند، ما همچنین در مورد دیگری یاد می گیریم بسیار قطعه شخصی در آرشیو مد کارداشیان، همانطور که کیم به دخترش توضیح می دهد که اولیویه روستینگ کیست. نورتی، اولیویه… این لباس آبی را که بابا برای من می خواست به بابا داد. دوربین به عکسی از لباس آبی تیره بالمین که کیم در روز تولدش در سال 2013 پوشیده بود برش می‌دهد. بنابراین، اولیویه ممکن است با دلیل حضور شما در این سیاره ارتباط کمی داشته باشد. نورث فقط به مادرش خیره می شود، اما پیام داستان مفهوم او واضح است: لباس ها می توانند داستان ها، نمادها و رمزهای زمانی باشند. و این خلق این معانی از طریق مد لباس است که کار کیم را در این هفته تشکیل می دهد، به عنوان یک ستاره واقعیت میراث که دوربین ها را به پاریس می آورد.

همه در هنگام شام با کراویس با تلفن همراه خود

بعد، کورتنی و تراویس بارکر را در خانه می‌بینیم که سعی می‌کنند از یک شام با نور شمع با همه بچه‌هایشان لذت ببرند (منهای میسون)، اما یک مشکل وجود دارد: همه به تلفن‌هایشان چسبیده‌اند. “آیا باید قانون بدون فناوری داشته باشیم؟” کورتنی می پرسد. برای اپیزودی که سناریوهای نسبتاً غیرقابل ربط به مد بالا را به تصویر می‌کشد، معضل نفوذ فناوری در میز، در ابتدا، مانند یک معضل جهانی تازه به نظر می‌رسد. اگرچه یک تفاوت اساسی وجود دارد. ماشین محتوای کارداشیان یکی از جنبه‌های اساسی خود رسانه‌های اجتماعی است که این صحنه را به نوعی کنایه‌آمیز می‌کند: ظاهراً رسانه‌ای که خانواده بر آن تسلط داشت، اکنون بر آنها مسلط شده است.

“تو نمی توانی این چیزها را بنویسی”

فصل با تفکر همه خانم ها در مورد فراز و نشیب های زندگی به پایان می رسد. Khloé می‌گوید: «تو نمی‌توانی این چیزها را بنویسی». کیم این احساس را به روش خودش تکرار می کند. “بهترین بخش زندگی من این است که هرگز نمی توانم پیش بینی کنم که فصل بعدی چه خواهد بود – و نمی خواهم آن را پیش بینی کنم. من فقط دوست دارم آن را در لحظه زندگی کنم.» با این، مشخص می شود که کارداشیان ها در مورد شهرت خود به عنوان مدیران خبره روایت های رسانه ای خود دوسوگرا هستند. آنها می خواهند به ما بگویند که نمایش واقعی آنها در واقع واقعیت واقعی را به تصویر می کشد – طنز دیگری در اپیزودی که به طور موثر داستانی را روایت می کند. در باره داستان سرایی با استفاده از دوربین، مد و سنت خانوادگی. آن‌ها حتی صخره‌ای می‌نویسند: در صحنه آخر، کیم از Khloé می‌پرسد که اسم پسر جدیدش را چه نامی بگذارند، و خانواده بدون اینکه به این سؤال پاسخ دهند، شوخی می‌کنند. من احساس می کنم که ممکن است باید تا فصل 3 صبر کنیم تا جواب را یاد بگیریم.



منبع