کالکشن لباس مردانه پاییز 2024 NIHL


نیل به عنوان ویترینی برای مشغله ها و وسواس های نیل گروتزینگر عمل می کند. این بار، این لامسه بود که افکار طراح را به خود مشغول کرد. به طور خاص، چگونه می توان حس لامسه را بدون ارائه بافت فراوان برانگیخت.

گروتزینگر یک مهره نویس مشتاق است و هر فصل شامل مجموعه ای از قطعات پیچیده دست ساز است. این ترکیب پاییزی اولین ترکیبی بود که هیچ کدام را نداشت. چگونه می‌توانم بدون آن مجموعه‌ای از نظر حسی رضایت‌بخش بسازم؟» گروتزینگر از خود پرسید، در نهایت در سوراخ خرگوش “وسواس بیش از حد حسی و لمسی” افتادند.

بخش اعظم این مجموعه در چارموز ابریشمی چاپ شده با عکس هایی که گروتزینگر در طول سفر یا رفت و آمد گرفته است ساخته شده است. تصویری از پیچ‌های پارچه‌ای که در فروشگاهی روی لباس و دامن آویزان نشسته بودند، به‌علاوه جداره‌های گلدار که در آن گل‌ها از دسته‌های دست‌بند نشسته در بازار می‌آیند، وجود داشت. دامن‌های کوتاه، ژاکت‌هایی که بدن را در آغوش می‌گیرند و بلوزهای باریک با تصاویری از لوسترهای گرفته شده در لاس وگاس (“این نام‌های پیچیدگی” که به دلیل فراوانی آنها چسبناک می‌شوند) یا کف سیمانی یا پانل‌های چوبی خرد شده چاپ می‌شدند. همچنین یک شلوار جین مبتکرانه با یک پانل که هر دو پا را به هم وصل می کرد وجود داشت: “من می خواستم یک اسکلت بسازم، اما نمی خواستم پوشاننده فاق باشد یا یک لباس متواضعانه باشد.” یک قاب داشته باشید که در آن واضح است که شما باید به آن فضا توجه کنید.” همه اینها نوعی ترومپ لوئیل انحرافی بود که در آن هیچ چیز واقعاً آن چیزی نیست که هست – می توان تصور کرد که این مجموعه، هنرمند رنه ماگریت می توانست از آن بیرون بیاید.

“چرا احساس می کنم به عکسی از این نیاز دارم؟” سوالی بود که گروتزینگر می خواست به آن پاسخ دهد. بهتر: چرا آنها احساس می کنند که باید یک دیوار آجری روی بدن خود بگذارند؟ مجموعه‌های بهاری تعداد زیادی ارجاع به زباله‌ها را در باند فرودگاه نشان می‌دادند. پارچه‌هایی شبیه کیسه زباله در لباس‌ها یا دامن‌ها و نوار اردک و جزئیات مقوایی پوشیده شده بود. “توجه کردی، همه می خواهند آشغال باشند!” گروتزینگر گفت. این یکی دیگر از مشغله‌های آن‌ها در این فصل بود که به تثبیت مکرر در کنار هم قرار دادن «ظرافت و کثیفی» منجر شد. این توضیح می‌دهد که چرا پیاده‌روهای کثیف روی لباس‌های شارموز تمیز چاپ می‌شدند، و چرا آن برند لاس‌وگاس با شکوه مبتذل به شکل‌های شبح‌های آماده برای پارک خیابان تبدیل شد.

با این حال، جذاب‌ترین تجلی این ایده، کشمکش سنجیده بین بازیگران گروتزینگر و شبح‌هایشان بود: پارچه‌های تند و استایل‌های ظریفی که بر روی بدن‌های عضلانی قرار می‌گرفتند، مدل‌هایی که در حین راه رفتن با صندل‌های بنددار و دامن‌های کوتاه، مردانگی تهاجمی را از خود بیرون می‌دادند. در نگاه اول، تضاد آشکار و واضح بود، اما تفاوت ظریف از ایده گروتزینگر برای قرار دادن براق بودن در برابر کثیفی ناشی می‌شد. چرا زن مناسب و مردانه درشت در نظر گرفته می شود؟ مهم‌تر از همه: چرا دیدن لباس‌های شیک که روی بدن ماسک قرار می‌گیرند، خسته کننده است؟ چون دلالت بر عجيب بودن دارد. آیا کثیفی عجیب و غریب به براق بودن نابهنجاری است؟ یکی دیگر از کرم‌چاله‌های گروتزینگر که شاید فصل آینده ما را از آن بگذراند.



منبع