چرا تماشای فیلم جدید ایرانی «عنکبوت مقدس» اهمیت دارد؟


هیچ ترسی احساس نکردم به هر حال نمی‌توانم به ایران برگردم – 10 سال پیش تصمیمم را گرفتم. و بنابراین دیدن این فیلم برای من مهم بود میتوانست اتفاق می افتد و امکان ساخت فیلمی درباره واقعیت در ایران وجود دارد. ما می دانستیم که این چیزی نیست که دولت بخواهد.

چنین شدتی در عملکرد شما وجود دارد. آیا این ربطی به دلایلی دارد که شما مجبور به ترک ایران شدید؟

بله، من موفق شدم تجربه زندگی خودم، به خصوص سال آخرم را به این شخصیت پیوند دهم. در فیلمنامه او جوانتر است، اما زمانی که من وارد کار شدم، او را به سن من تغییر دادیم. و فکر می کنم این به من کمک کرد تا تجربه ام را اضافه کنم. من و علی ساعت‌ها با هم بحث می‌کردیم و می‌پرسیدیم انگیزه او چیست؟ چرا او جان خود را برای بررسی قتل ها به خطر می اندازد؟ من همیشه می گفتم آیا این روزنامه نگاری است؟ آیا همه خبرنگاران حاضرند در این راه جان خود را به خطر بیندازند؟ فکر میکنم نه. اما شاید وقتی برای بازی او وارد کشتی شدم، چیزی بسیار طبیعی از من بیرون آمد. و وقتی برای خودت می‌جنگی، برای دیگران هم می‌جنگی. این چیزی است که من امروز می بینم. من یک هفته پیش در ایران با یکی از دوستانم تماس گرفتم که به من گفت: “من به خاطر تو به خیابان می روم زیرا می خواهم تو برگردی و نمی توانی از من بخواهی که نرو.” و من فقط فکر کردم، بله، همه این زنان هستند که برای آزادی می جنگند – اما نه فقط برای آزادی خودشان.

به نظر شما قرار است در ایران چه اتفاقی بیفتد؟ تماشای این اعتراضات گیرا و ترسناک است. فکر می کنید چه چیزی در راه است؟

میدونی علی همیشه میگه این فیلم درباره قاتل زنجیره ای نیست. این در مورد یک جامعه قاتل سریالی است. این یک چیز بزرگ برای گفتن در مورد ایران است، و کلی گویی است، اما من او را درک می کنم. این یک جامعه مردسالار است و ما اکنون در مورد زن ستیزی ایران صحبت می کنیم. اما اتفاقی که می افتد این است که فکر می کنم این جامعه در حال تغییر است. این نسل جدید – و من فکر نمی کنم فقط مربوط به نسل جدید باشد – برای حقوق زنان و حقوق بشر مبارزه می کند. من فکر می کنم یک دیوار است که نیمه شکسته است. شاید برای بقیه به زمان نیاز داریم. اما تغییر وجود دارد و انقلاب در حال وقوع است، به ویژه به این دلیل که زن و مرد با هم هستند و برای آزادی خود می جنگند. من کاملاً خوشبین هستم. می دانم که خیلی غم انگیز است، و دارم گریه می کنم با فکر افرادی که در حال حاضر تقریباً کشته می شوند، اما می بینم که هیچ ترسی وجود ندارد.



منبع