مایکلا کوئل درباره خلاقیت، عاشقانه، و مسیری به سوی «پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه»

کوئل که هر سانتی متر به ورزشکار نگاه می کند، زود برای جلسه ما حاضر می شود، باریک اما قوی با شورت دویدن مشکی و یک سوتین ورزشی، یک کلاه بیسبال بنفش که بر روی او پرت شده است. او اسکیت هایش را به من نشان می دهد – سفید با چرخ های غول پیکر یاسی – و به من می گوید که چرخ های بزرگ برابر با سرعت زیاد است. او با پوزخند می گوید: «تعادل سخت است، اما لذت حداکثر است. ما در پارکینگ Decathlon هستیم، یک فروشگاه گسترده لوازم ورزشی فرانسوی که او مرا متقاعد کرد که اولین تیغه هایم را بخرم. جفتی که من انتخاب کرده‌ام چرخ‌های کوچکی دارند—فکر می‌کنم بهتر است که من را ثابت نگه دارد. با حفاظ روی مچ دست و آرنجم و زانوبندهایی که روی شلوار جین گشادم بسته شده اند، شبیه یک پسر نوجوان بیش از حد رشد شده ام. با این حال، اول ایمنی – کوئل بر آن اصرار دارد. “اگر معلم اسکیت من شما را ببیند، می گوید: “کلاه ایمنی کجاست؟” “او می گوید. در حال حاضر، کلاه سطلی یک سازش منصفانه است.

خوشبختانه، راشاق، یکی از چندین تیپ پسر اسکیت باز در کارکنان فروشگاه، موافقت کرده است که قبل از اینکه به خیابان برویم، یک کورس تصادف به من بدهد. به‌عنوان کسی که تا به حال از چهارتایی‌های قدیمی استفاده کرده‌ام، به سرعت متوجه می‌شوم که اسکیت درون خطی جانوری کاملاً متفاوت است. کوئل آن را با تغییر از اندروید به آیفون مقایسه می کند. و او اشتباه نمی کند. در حال تقلا برای کنترل اندامم هستم و در گرمای بی امان به سرعت عرق می کنم. به غیر از چند درخت کنار ورودی محوطه، پناهگاه کمی از خورشید وجود دارد – اما کوئل اساساً در حال پیروت است و به سختی عرق کرده است. زمانی که اسکیت می زنم، نوعی احساس سرخوشی آهسته به من دست می دهد. فقط وقت من است. «من احساس می‌کنم اسکیت بازان هرگز استرس یا آشفته نیستند. آنها حال و هوای خوبی دارند.»

به عنوان یک دختر کوچک، کوئل در اطراف املاک شورای شرق لندن، جایی که با مادر و خواهر بزرگترش بزرگ شد، اسکیت می زد. اما تا ماه مارس سال گذشته، زمانی که مادربزرگش در آکرا به دیدار مادربزرگش رفت و با الهام از گروهی از بچه‌ها در حال یادگیری رولربلید بود، دوباره این ورزش را شروع کرد. قبل از اینکه به لباس سفارشی چشمگیر که امروز پوشیده است صعود کند، اولین جفت اسکیت بزرگسال خود را در Decathlon خرید. “این همان چیزی است که وقتی شما ریسک گریز نیستید اتفاق می افتد.” او با انگشت خود به جای زخم های روی زانوهایش اشاره می کند.

تا ظهر احساس لرزش کمتری دارم و معلمم رشاق فکر می‌کند ما آماده راه افتادن هستیم. کوئل همه بهترین مسیرهای شهر را می‌شناسد، و پیشنهاد می‌کند به Cantonments، محله‌ای مرفه با آسفالت صاف و مناسب برای Rollerblades برویم. او مانند یک محلی در خیابان ها پیمایش می کند زیرا عملاً یکی است. سال گذشته او به مدت شش ماه در اینجا زندگی کرد. تمام تلاشم را می‌کنم تا با اسکیت از کنار فروشگاه مواد غذایی ارگانیک که او همه لوازم گیاه‌خواری خود را از آنجا می‌خرد، یک غذاخوری مجلل به نام Bistro 22، و یک میخانه ایرلندی محبوب در میان جمعیت مهاجر عبور می‌کنیم. متأسفانه، خودروهای بسیار کمی در جاده وجود دارد و ما به سرعت خود را در حال عبور از یک خیابان مسکونی تقریباً متروک می‌یابیم. من نمی توانم یک نزول بسیار شدید را درک کنم – و قبل از اینکه متوجه شوم، کنترل اسکیت هایم را از دست داده ام و در حالی که بازوها در حال تکان خوردن هستند، دارم روی مسیر برخورد مستقیم با حصار باغ زوم می کنم. به نحوی، کوئل موفق می شود مرا نجات دهد و هر دو آرنجم را به موقع گرفت تا من را متوقف کند. او می گوید: “یادگیری شکستن سخت ترین بخش است.” می دانید، هر بار که به این موضوع فکر می کنم، به حرفه ام فکر می کنم. استراحت کردن، یادگیری انجام دادن کهاو می گوید: “یادگیری شکستن.” “این به معنای چیزی در هر سطح است.”



منبع

کوئل همیشه دانش‌آموزی سریع بوده است، از آن دسته‌هایی که با سر خود را به چالش‌های جدید می‌اندازد: در نوجوانی، رقص ایرلندی را آغاز کرد، تنها دختر سیاه‌پوستی در تاریخ دبیرستان لندن خود که به تیم ملحق شد، و در نمایش استعدادیابی به همان شیوه اجرا کرد. سال هر چند اسکیت چیزی فراتر از آن است – به او ارتباط ذهن و بدن، حس رهایی می بخشد، به ویژه اینجا در غنا، او می گوید، جایی که با نوع خاصی از سهولت حرکت می کند. کوئل که برای اولین بار برای فیلمبرداری به این کشور آفریقای غربی آمد، می گوید: «قبلاً به آفریقا رفته بودم – کنیا و اوگاندا – اما وقتی به اینجا آمدم واقعاً افرادی را می دیدم که شبیه من بودند. طلوع زمین سیاه، سریال درام 2018 هوگو بلیک در مورد نسل کشی رواندا. یکی از دوستانم با من بود و او به یاد می آورد که ما از هواپیما پیاده شدیم و من طوری راه می رفتم که انگار می دانستم کجا می روم. در آن سفر، او در طول و وسعت کشور سفر کرد و مکان هایی را کشف کرد که حتی مادر و پدرش که قبل از تولد او به لندن مهاجرت کرده بودند، نمی دانستند. او می‌گوید: «به یاد می‌آورم که به همه بچه‌هایی که بازی می‌کردند نگاه می‌کردم و به من برخورد کرد، مثل، وای، این می‌توانست من باشم و فکر می‌کنم واقعاً از آن لذت می‌بردم. بله، چیزهای غم انگیز زیادی وجود دارد. فقر، بیکاری، مبارزه. همچنین صلح و دوستی زیادی وجود دارد. کمبود اضطراب وجود دارد.»

پرواز کامل
کوئل یک لباس گوچی ساخته شده توسط الساندرو میکله می پوشد. گوشواره گوچی.

مایلا کوئل دوست ندارد یک جا بنشیند. او یک حرکت دهنده است که خودش را توصیف می کند، از آن دسته ای است که نیمه شب برای تفریح ​​یک نیمه ماراتن می دود. بنابراین وقتی بازیگر-نویسنده-کارگردان 35 ساله پیشنهاد می‌کند در صبح یکشنبه در آکرا، پایتخت غنا، برای یک جلسه رولربلید ملاقات کنیم، چندان تعجب نمی‌کنم. “برای این کاملاً ضعیف است، به نظر سرگرم کننده است!!!” من از طریق واتس اپ پاسخ می دهم و از روی دلهره یک علامت تعجب اضافه می کنم. صادقانه بگویم، این یک ایده وحشتناک است. روز قبل، در جیمزتاون تاریخی آکرا، شاهد بودم که کوئل با اسکیت‌هایش در میان ترافیک پرواز می‌کرد، شنل خال‌خالی باربری او به شدت پشت سرش تکان می‌خورد، عکاس مالیک بودیان و خدمه‌اش در تعقیب داغ. این یک شیرین کاری جسورانه بود که بیشتر برای یک فیلم اکشن مناسب بود تا یک ووگ پوشش ساقه