خاطرات اوت دیون، “بی وزن”، به طرز ماهرانه ای وقایع نگاری یک سفر مادام العمر به سوی آرامش بدنی


اوت دیون – نویسنده ای که اولین خاطراتش، بی وزنی: فضاسازی برای بدن و روح انعطاف پذیر مناولین بار در 6 دسامبر – بسیار به صحبت در مورد شرمساری تشویق شده توسط جامعه عادت دارد. او سالها به عنوان سردبیر این کار را انجام داد عوضی مجله‌ای که در تابستان امسال پس از چندین دهه درگیر شدن معنادار با زیر سؤال بردن وضعیت موجود نازک‌تر است-بهتر است- که مدت‌ها پیش تثبیت شده بود، فعالیت خود را متوقف کرد. با این حال، دیون با دقت داستان خود را در بی وزن تخصص و تفاوت های ظریف خاصی را به موضوع هویت چربی اضافه می کند – و به شکلی بسیار دائمی تر.

کتاب دیون داستان یک عمر تلاش برای رهایی از کلیشه‌ها (اعم از درونی و بیرونی) را که اغلب با یک زن سیاه‌پوست چاق مرتبط است، می‌گوید، و نوشته است که بدن او از لحاظ تاریخی «یکی بوده است که دیگران انتظارات خود را بر روی آن ترسیم می‌کنند. اما هرگز من را ناامید نکرد.» خواندن داستان کار مادام‌العمر او در مورد پذیرش خود و آرامش بدن، تجربه‌ای احساسی و در عین حال پرانرژی است که ممکن است خواننده را تشویق کند که آن رویداد مهم زندگی را تا زمانی که از دست ندهد به تعویق بیاندازد. [x] پوند برای تجدید نظر

به تازگی، ووگ با دیون صحبت کرد که ارزش سال‌ها نوشته‌هایش در مورد آزادی چربی شکل جدیدی به خود گرفته است، مراقبت از خود به عنوان مراقبت از جامعه، و آنچه او امیدوار است مردم از آن دور کنند. بی وزن. (دیون خاطرنشان می کند که او از اعتصاب تاریخی که در حال حاضر توسط کارگران خانه انتشارات او، هارپر کالینز برگزار می شود، حمایت می کند.)

ووگ: ایده این کتاب چگونه و از چه زمانی برای شما شکل گرفت؟

ایوت دیون: فکر نمی کردم برای مدت طولانی کتابی در تجارب من وجود داشته باشد زیرا تجربه خود را به عنوان یک فرد چاق آنقدر منحصر به فرد نمی دیدم. سپس عضوی از محافل رهایی چربی شدم و بعد از تشخیص نارسایی قلبی، واقعاً از طریق این تجربه یادداشت می‌کردم و سعی می‌کردم خودم را در بدنم جای دهم. وقتی شروع به خواندن مجلات کردم، فکر کردم، اوه، این یک تجربه منحصر به فرد است که شاید به نوعی ارزش شرح دادن را داشته باشد. خوشبختانه، نماینده من موافقت کرد و ما تصمیم گرفتیم آن را به یک کتاب تبدیل کنیم.

روند معرفی ایده های مربوط به رهایی چربی و پذیرش خود به جهانی که همیشه پذیرا نیست چگونه بود؟

خب، پیچیده بود، زیرا من مدت زیادی است که این نوع نوشتن و کار در حوزه عمومی را انجام می دهم. بنابراین من عادت دارم که اگر در مورد لیزو یا به طور کلی در مورد مثبت بودن بدن و رهایی از چربی بنویسم، به برگشتی عادت دارم. اردوگاهی از مردم وجود دارد که بلافاصله شروع به شرمندگی می کنند، بنابراین من به آن عادت کرده ام. اما فکر می‌کنم انجام آن به این شکل برای من بسیار متفاوت از انجام آن به صورت دیجیتالی یا حتی در یک مجله بود. من بسیار سپاسگزارم که بخشی از یک قانون هستم، واقعاً – از همه این کتابهایی که قبل از کتاب من آمده است – که پایه و اساس را انجام داده اند که رهایی چربی چیست و چگونه در زندگی شما ظاهر می شود. ، که به من امکان می دهد تقریباً وارد یک فضای میانی شوم که می توانم تصور کنم بسیاری از افرادی که وارد کتاب می شوند در مورد آن ایده ها خوانده اند و من می توانم آن را کمی جلوتر ببرم. همچنین، اگر این اولین بار است که کسی در مورد رهایی چربی می شنود، من واقعاً می خواهم از داستان های شخصی خود برای آوردن آنها استفاده کنم زیرا گاهی اوقات آسان تر است که خود را در یک شخص ببینید تا یک ایده.

آیا می‌توانید به کتاب‌هایی فکر کنید که به شما در سفر خود به سمت درک و شناسایی مفهوم رهایی چربی کمک کند؟

اولین کتابی که می توانم به یاد بیاورم که خواندم و واقعاً باعث شد به این موضوع فکر کنم کتاب جس بیکر بود نهنگ خشکی. سپس، البته، فضای وبلاگ آن روزگار واقعاً برای من تأثیرگذار بود: گابی گرگ، لاو براون سوگر، نیکولت میسون – همه آن افراد در کمک به من برای دیدن آنچه ممکن بود بسیار مهم بودند. دو کتابی که باعث شد فکر کنم برای این کتاب بازاری وجود دارد تیز توسط لیندی وست و گرسنگی توسط رکسان گی. من می‌گفتم، خوب، مردم به این داستان‌ها اهمیت می‌دهند، و فضایی برای گفتن این داستان‌ها وجود دارد، و می‌تواند تأثیرگذار باشد و واقعاً زندگی مردم را تغییر دهد.

می دانم که مفهوم خودمراقبتی مفهومی پیچیده است، اما چگونه انجام دادن در حالی که آماده می شوید کتابی پر از تجربیات شخصی خود را به جهان تحویل دهید، از خودتان مراقبت می کنید؟

از زمانی که نارسایی قلبی و فشار خون ریوی من تشخیص داده شد، تمام دنیای من حول محور این موضوع می چرخد: چه احساسی دارم؟ من سعی می کنم واقعاً با نیازهای بدنم هماهنگ باشم، که گاهی اوقات به نظر می رسد چرت بعد از ظهر بعد از یک جلسه یا زود بیدار شدن یا دیر خوابیدن یا رفتن به ماساژ است. طرز فکر من در مورد مراقبت از خود اغلب بر حسب مراقبت متقابل است: چگونه از خودم مراقبت کنم تا در میان افراد جامعه خود به روشی که آنها نیاز دارند ظاهر شوم؟ به عنوان مثال، شریک زندگی من در ماه ژوئن یک عمل جراحی با تشخیص جنسیت انجام داد. ما یک سگ جدید داشتیم، من به تازگی از کار اخراج شده بودم، ما برای حرکت آماده می شدیم و او در حال بهبود بود و من مراقب اصلی او بودم. بنابراین باید بفهمم، خوب، می‌دانم که باید از او مراقبت کنم و بهبودی او اولویت اصلی است، اما چگونه خودم را گم نکنم؟ چگونه مطمئن شوم که در حال درخواست کمک هستم؟ چگونه مطمئن شوم که خودم را فدای شخص دیگری نمی کنم، حتی اگر شریک زندگی من باشد که عمیقاً دوستش دارم؟ مراقبت واقعاً مرکز دنیای من است و هر چیز دیگری بسیار کمکی است.

آیا چیز خاصی وجود دارد که امیدوار باشید مردم از آن دوری کنند؟ بی وزن?

من واقعاً می‌خواهم مردم نسبت به امکان ایجاد دنیایی جدید برای افراد چاق احساس خوش‌بینی داشته باشند، زیرا واقعاً به جنبشی نیاز دارد که ما در مورد لابی کردن برای حقوق اسلحه یا عدالت باروری و حقوق سقط جنین فکر کنیم. کار لازم است تا ایالت ها قوانین تبعیض کار را برای افرادی که سایز بزرگ هستند تصویب کنند. این امر مستلزم سازماندهی و لابی است و من فکر می کنم در مرکز آن امید و خوش بینی است که ما مجبور نیستیم در دنیایی که در آن هستیم بمانیم. لازم نیست اینگونه باشد.



منبع