بهترین کاری که امسال انجام دادم؟ به تنهایی به پاریس سفر کنید


عجیب اینکه در پاریس غذای خاصی نمی خوردم، اما بدم نمی آمد. این غذا نبود که به من انرژی داد. خود شهر بود. با قدم زدن در یک فروشگاه پاپ آپ در خیابان ولتا، با تانیا توکا، طراح و روزنامه نگار اوکراینی آشنا شدم که به من نشان داد که فضا پر از مارک های اوکراینی است. ما در مورد کار خود و خانواده او و اینکه چگونه مد او را در حالی که اوکراین مورد تهاجم و وحشت قرار گرفته بود، حمایت کرده است. من یک ست مناسب بافتنی از برندی به نام Chalety و یک بلوز با آستین‌های بنفش دوزی شده خریدم (برچسب به خط نوشته، Embroidered Gems). ما نام بازی کردیم و فهمیدیم که تانیا اتفاقی من را می شناسد ووگ همکار، لیانا ساتنشتاین. وقتی تانیا گفت که پاریس کوچک است، باور کردم و در ملاقات با او احساس کردم که جادوی آن واقعی است.

آن شب، ویراستار جدید و دوستان تبلیغاتی من برای یک گردش پس از شام – در نیمه شب – به Lapérouse، یک رستوران تاریخی و رمانتیک پر از گوشه و کنار اتاق‌های طلایی، ارواح ویکتور هوگو و گوستاو فلوبر گرد آمدند. و یک دی جی در طبقه پایین می چرخد. نمی‌توانم آخرین باری را که نیمه‌شب بیرون رفتم، به یاد بیاورم – شاید در ایبیزا، در طول تابستان در خارج از دانشگاه در کالج؟ من معمولاً ساعت 10 شب در رختخواب هستم، اما با دوستان جدیدم، با دامن چرمی جدیدم، تا سه صبح با رپ اواخر دهه 90 نوجوانی ام رقصیدم و متوجه شدم که ممکن است متاهل باشم. مادر، لزوماً به این معنی نیست که باید آرام بگیرم.

روز بعد دوباره تنها بودم. در 17 سالی که در نیویورک زندگی کردم، تقریباً هیچ‌وقت احساس تنهایی نکردم، به دلیل تنفر، انرژی، و مردم – خیلی از ما با هم تنها هستیم. من در پاریس همین احساس را داشتم. با پیچ و خم بیشتر، به آن برخورد کردم امیلی در پاریس ستاره کیت والش – که او نیز در نمایشگاه آگوا بندیتا تنها بود – و تقریباً از او خواست که با هم بنشیند. درعوض، پدها و مدادهای دو طرفه را در لوازم التحریر جذاب Papier Tigre تهیه کردم، به اتاق هتل جعبه جواهراتم در Pavillion de la Reine برگشتم، جایی که پس از پایان کار، یک شب دیگر پست گذاشتم، و نوشتم و نوشتم. احساس سبکی، لجام گسیخته و خلاق می‌کردم، انگار به اینجا تعلق دارم. در یک استراحت، قلاب پنجره کوچک حمام را باز کردم، به خیابان نگاه کردم و تقریباً از خوشحالی گریه کردم، قلبم از زیبایی همه چیز ترکید.



منبع