اختصاصی: نائومی بایدن در مراسم ازدواجش در کاخ سفید


نائومی وارد اتاق سبز در داخل یک کندوی عسل می شود: آرایشگر، میکاپ آرتیست، استایلیست (بیلی مون) و دو طراح رالف لورن، آندره آ و لورنزو، که به عنوان نگهبانان لباس سفارشی آمده اند و به سرعت وارد قاب می شوند. و به پف کردن و صاف کردن دامن ارگانزا، شارموز و کرینولین کمک می کند.

نائومی که با ابروهای آدری هپبورن و موهای عسلی رنگش فاصله چندانی با پرنسس موناکو ندارد، اذعان می‌کند: «مانند هر دختر کوچکی، چشم‌اندازی در سر داشتم – این لباس گریس کلی بود که دوست داشتم.» ، عروسی در کاخ سفید است نسخه سلطنتی کشور ما). حجاب ارگانزای ابریشمی به طول کلیسای جامع با حاشیه توری شانتیلی که تمام فرش آبی و زرد اتاق آبی بیضی شکل را پوشانده است، کشیده شده است، و وقتی پیشنهاد می شود از نائومی در آن عکس بگیریم، بال و پر هراس به وجود می آید.

میا و آشا، دو دوست صمیمی و همکلاسی نائومی از Sidwell Friends، به همین مناسبت از نیویورک آمده‌اند و نقش خانم‌های منتظر را بازی می‌کنند و از ظاهر با شکوه او غر می‌زنند و آب بطری‌شده را با نی عرضه می‌کنند تا نکند. آرایش عروس را به هم بزند این میا، همچنین وکیل دادگستری بود که در ژوئن 2018، نائومی را در خانه اش در ایست همپتون به پیتر معرفی کرد. نائومی به قدری با این دانشجوی جوان حقوق – که در کاخ سفید اوباما کارآموزی کرده بود و برای کمپین هیلاری کلینتون در سال 2016 کار می کرد- گرفتار شد. روز بعد در حالی که او در قطار آمتراک بود، به او پیام داد تا به دوره کارآموزی تابستانی خود در دی سی برگردد و به او پیشنهاد کند که در ویلمینگتون پیاده شود و به جای آن به پدربزرگ و مادربزرگش بیاید. نائومی با اشاره ای به پیروزی می گوید: «او این کار را کرد. (راننده تاکسی پیتر وقتی به او نشانی داد تحت تأثیر قرار گرفت: «این خانه جو بایدن است!»)

سه سال بعد، پیتر در زادگاهش جکسون هول، وایومینگ، با یک الماس تراش زمرد که بر روی نوار طلای مادربزرگش نصب شده بود، خواستگاری کرد. (مادر پیتر از سرویس مخفی درخواست کرد که از این مراسم عکس های آیفون بگیرد.) در همین حال، خانواده نائومی به عنوان سورپرایز در خانه خانواده پیتر جمع شده بودند.

در کاخ سفید، در حالی که یک غروب باشکوه، بنای یادبود واشنگتن را در سایه‌های اسطوخودوس و صورتی ترسیم می‌کند، دو خواهر کوچک نائومی، فینیگان، 22 ساله، و میزی، 21 ساله، به اتاق آبی می‌روند، جایی که همه روی منظره ابری غوطه‌ور هستند. آنها دستان خود را روی چشمان خود قرار داده اند و بنابراین کمی ناشیانه در لباس های ورزشی خود حرکت می کنند. “ما نمی خواهیم لباس را قبلا ببینیم!” خواهران زنگ می زنند “نانا هنوز اینجاست؟”



منبع