آنی پرولکس در مورد چرا «مبارزه با تغییرات آب و هوایی» دیگر پاسخی نیست


در طلوع هزاره سوم، آنی پرولکس، رمان‌نویس آمریکایی در وایومینگ زندگی می‌کرد و طوفانی بی‌نقص اما وحشتناک را دید. خشکسالی های طولانی و زمستان های گرمتر شرایط عالی را برای رشد سوسک کاج کوهستانی فراهم می کرد و هجوم مداوم آن – و همچنین آتش سوزی های جنگل های انبوه قدیمی ایالت، از جمله جنگل های پارک ملی یلوستون – باعث شد کاج های سربه فلک کشیده به سنگ قبرهای خاکستری تبدیل شوند. . پرولکس، که 87 سال دارد، اخیراً از طریق تلفن به من گفت: “این اولین لحظه ای بود که واقعاً در آن اتفاق مهمی غرق شد.” من به یادداشت برداری از آنچه سال به سال می بینید بسیار معتقدم. مشاهده مکرر ایده من از راه زندگی است. این یک شانس یک بار در زندگی نیست، بلکه یک وجود یک بار در یک گونه برای مشاهده این تغییرات عظیم است.”

و بنابراین انتقال او از داستان به نوشتن در مورد مسائل زیست محیطی آغاز شد. در آخرین کتابش فن، باتلاق و مرداب (اسکریبنر)، پرولکس به بررسی تاریخچه تخریب زمین‌های پسته و نقش آن در بحران آب و هوا می‌پردازد. این تالاب‌های اسرارآمیز که تقریباً در هر کشوری در سراسر جهان رخ می‌دهند، در طول هزاران سال شکل گرفته‌اند – بسیاری از آنها در پایان آخرین عصر یخبندان به وجود آمده‌اند – و از مواد آلی تجزیه شده تشکیل شده‌اند که متان و متان را ذخیره می‌کنند. دو برابر بیشتر از مجموع کل جنگل های جهان کربن. با این حال، همان طور که پرولکس می نویسد، از قرن پانزدهم – زمانی که فئودالیسم شروع به بازکردن جای خود به دولت های ملی، سرمایه داری غربی و امپریالیسم کرد- تداوم یافته است که تورب زمین ها بی ارزش هستند زیرا همان زمین های خشک شده برای کشاورزی ارزشمند است. پس از خشک شدن، ذغال سنگ نارس تجزیه می شود و کربن ذخیره شده به عنوان گاز گلخانه ای دی اکسید کربن آزاد می شود. یک اتفاق دکتر کیتلین برنز، مشاور آژانس محیط زیست بریتانیا که متخصص در استفاده از زمین برای تغییرات آب و هوایی است، اخیراً برای من چنین توصیف کرد: «مثل آتش زدن یک معدن زغال سنگ».

هنگامی که پرولکس در حال غوطه ور شدن در تحقیق در مورد ضروریات زمین های ذغال سنگ نارس بود، نمی توانست از فکر کردن به بحران آب و هوا دست بردارد. او می‌گوید: «داستان برای مدتی جذابیت خود را از دست داد، و زمانی که تغییر دنیای واقعی که در حال رخ دادن بود، بسیار بزرگ و مهم بود، نوشتن آن را احمقانه احساس می‌کردم – توجه من باید به اینجا جلب شود. پرولکس شاید سرسخت‌ترین منتقد خودش باشد، اگرچه رمان‌هایش علیرغم اینکه از تخیل خودش بیرون می‌روند، توجه را به مسائل دنیای واقعی و داستان‌های حاشیه‌نشینان معطوف می‌کنند. که در اخبار حمل و نقل، پرولکس که جایزه پولیتزر را برای داستان نویسی به ارمغان آورد، تغییرات اجتماعی، اقتصادی و محیطی را که در زمان انتشار آن در سال 1993 در نیوفاندلند اتفاق افتاد را به تصویر می کشد. زمانی که کاهش ذخایر ماهی کاد ماهیگیران محلی را مجبور به بیکاری می کند و نشت نفت اقیانوس اطراف و حیات آن را خفه می کند. در داستان کوتاه او کوه بروکبک (1997)، اولین بار در نیویورکرپرولکس همزمان ایده‌آل مردانه «کاوبوی آمریکایی» و همجنس‌جنس‌هراسی افسارگسیخته را که شخصیت‌های اصلی، انیس دل مار و جک توئیست – دو گله‌دار مرد که با هم در وایومینگ کار می‌کنند – را وادار می‌کند تا عشقشان به یکدیگر را سرکوب کنند.

گروهی که خردشان اغلب به زور ساکت می شود، که پرولکس در آثار غیرداستانی خود به منصه ظهور می رسد. فن، باتلاق و باتلاق، مربوط به مردم بومی است. در این کتاب، او توضیح می‌دهد که چگونه حافظان محیط زیست آمازون به دلیل تلاش برای محافظت از سرزمین‌هایشان به قتل می‌رسند. او می‌گوید: «افرادی که با زمینی زندگی کرده‌اند که هرگز آن را ترک نکرده‌اند، آشکارا نسبت به «ما» افراد شهری، دانش بسیار بیشتری در مورد چگونگی کارکرد اوضاع دارند. ما ارزش‌های انسانی را در تالاب‌ها و فضای باز قرار می‌دهیم – ما آن را چوب و ماهی و نفت و گاز می‌بینیم – اما آنها از بخش‌های به هم پیوسته بسیاری تشکیل شده‌اند که قبل از ظهور انسان‌ها ارزش داشتند. وقتی شروع به برداشتن از طبیعت کنید، بخش هایی از آمازون دوباره رشد خواهند کرد، مشکل است، اما به ندرت این فرصت به آن داده می شود.

در سراسر فن، باتلاق و باتلاق، پرولکس از نثر زیرک برای به هم پیوستن حقایق علمی، تجربیات شخصی، و ارجاعات ادبی استفاده می کند و در عین حال نام این سه تالاب بسیار متنوع را که در مجموع کلید تاریخ بشر را در اختیار دارند، رمزگشایی می کند. برای مثال، باتلاق‌های آب و ذغال سنگ نارس، مصنوعات را به مراتب بهتر از تدفین در خشکی حفظ می‌کنند، و باستان‌شناسان تالاب همه چیز را از چوب‌های کنده‌شده و تکه‌های سفال‌های شکسته گرفته تا اجساد انسانی کشف کرده‌اند. یک نمونه قابل توجه مرد تولوند است که حدود 2300 سال پیش زندگی می کرد و در سال 1950 در شبه جزیره جوتلند دانمارک به طور طبیعی مومیایی شده در ذغال سنگ نارس پیدا شد. پرولکس می نویسد: نهرها، آب های ایستاده، کوه ها، فرورفتگی های درونی غارها و جزایر به گونه ای که ما امروز نمی توانیم.



منبع