آخرین سفر جاده ای کالیفرنیای شمالی، از سوپراسپرت ها تا آشپزی از مزرعه تا میز


در مورد آن منوها در دستان سرآشپز اجرایی جسی مالگرن، هر ماده غیرممکن تازه یک مکاشفه است. گوجه فرنگی با میسو، سرکه اومه و شیسو وجود دارد. هلوهای محلی با سلتو فشرده، بادام مارکونا، و روغن گزنه لیمو. استیک و برگر درخشان؛ و حتی ماهی سیاه محلی. (آشپزخانه همچنین در درست کردن پیتزای پنیری ساده و بدون تزئینات ماهرانه است، آیا باید – البته به صورت فرضی – یک کودک خردسال که از هر چیز دیگری به جز پنیر روی پیتزای پنیری خود وحشت داشته باشد.) و در مورد نوشیدنی؟ منظورم این است که شما در شهرستان سونوما هستید. بیایید بگوییم که آبجوسازی ها و تاکستان هایی که مادرونا را در هر جهت سرسبز احاطه کرده اند، در اینجا بسیار بسیار خوب نشان داده شده اند.

ما سفرهای یک روزه به هلدزبورگ به بستنی و پای بار معروف Noble Folk انجام دادیم. کمی دورتر به مزرعه در دریاچه سونوما رفتیم و برای یک تور زیبا با راهنما برای کل خانواده زین کردیم. ما در Madrona شنا کردیم و خوردیم و کروکت بازی کردیم. و سپس چوب‌ها را بالا کشیدیم، در اوروس انباشته کردیم و به سمت شمال و غرب حرکت کردیم. اول، به سرخ‌وودهای غول‌پیکر – از جمله درخت لوستر، یک چوب سرخ با ارتفاع 276 فوت که در پایین آن حفر شده است تا بتوان ماشینی را فشار داد (اما نه، بگذارید واضح بگوییم، این ماشین) از طریق آن – و سپس به سمت ساحل.

در این مسیر آخر، بزرگراه 20 است، جایی که Urus واقعاً راه راه های خود را به دست آورد – زیرا ممکن است یک SUV باشد، اما یک SUV لامبورگینی است. وقتی در جاده‌هایی رانندگی می‌کنید که شبیه جابه‌جایی‌های غیرممکن ساحل آمالفی هستند (البته با جنگلی از چوب‌های قرمز به عنوان نرده‌های محافظ شما و خوشبختانه، بر خلاف ترافیک بسیار منطقی‌تر. لا دولچه ویتاداشتن ماشینی که جاده را با نوعی نیروی رو به پایین مهندسی هسته‌ای در آغوش می‌گیرد، تقویت‌کننده‌ی وسیعی برای اعصاب است. همچنین داشتن یک سانروف تقریباً به اندازه کل قسمت بالای خودرو که جمع می‌شود، لذت بخش است و تماشای (و بوییدن) محیط بلند و اخروی ما را به هیجان می‌آورد.

خیلی زود، ما از جنگل‌های سرخ برای بزرگراه 1 بیرون می‌آییم، اما این بار درست در شمال فورت براگ، در راه رسیدن به آخرین شب اقامتمان، در مسافرخانه در نیوپورت رنچ. این بار، پس از اسب‌ها و اسب‌بخار، جاده‌های پرپیچ و خم و جاذبه‌های گردشگری، خلوتگاهی به مساحت 2000 جریب ذن مانند با تعداد انگشت شماری اقامتگاه – حتی بهتر است، بله، اگر روی صخره‌های مرتفع مشرف به اقیانوس آرام باشد. دقیقاً همان چیزی بود که برای پایان دادن به سفر نیاز داشتیم. اگرچه بنیانگذار ویل جکسون خرید بخش های مختلف ملک را در سال 1985 آغاز کرد، اما تنها در سال 2015 به روی عموم باز شد. با این حال، معماری، طراحی و مبلمان چوبی، پر از نور، هوا، همه به ظاهر یک قطعه هستند. (فکر کنید فرانک لوید رایت ملاقات می کند نرگس سیاه، اما در تابستان عشق.)



منبع